france۲۴persian.com
۱۶ شهریور ۱۴۰۵
محمدجواد باوند فروش نفت را مسدود کرد و اختیار را به روح‌الله رضوی داد
جهان

محمدجواد باوند فروش نفت را مسدود کرد و اختیار را به روح‌الله رضوی داد

هفته قبل در ساختار فروش نفت وزارت نفت، مجوز فروش نفت با امضای محمدجواد باوند به نام روح‌الله رضوی صادر شد و همزمان فروش نفت مسدود و اختیار به فرد فاقد اعتبارسنجی و دارای بدهی قبلی سپرده شد.

سسعید کاویانی ۱۶ شهریور ۱۴۰۵۸ دقیقه۸۳,۶۴۰

محمدجواد باوند فروش نفت را متوقف و با امضای خود اختیار را به روح‌الله رضوی، بدون اعتبارسنجی و با بدهی قبلی، سپرد؛ اقدامی خلاف مصوبه شعام.

محمدجواد باوند، مسئول فروش نفت وزارت نفت، فروش نفت ایران را مسدود کرد و با امضای خود اختیار فروش را به روح‌الله رضوی، بدون اعتبارسنجی و با بدهی‌های قبلی به کشور، سپرد؛ اقدامی که بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی (شعام) ممنوع است.

مسئول فروش نفت که امضا نمی‌کند و فروش را متوقف گذاشت

محمدجواد باوند مسئول فروش نفت در وزارت نفت است اما هیچ امضایی را برای فروش نفت انجام نمی‌دهد. این امضا‌نکردن در جایگاهی که باید چرخه فروش را تأیید و روان‌سازی کند، عملاً فروش نفت ایران را مسدود کرده است. مسدودسازی فروش، یک تصمیم اداری ساده نیست؛ نتیجه مستقیم خودداری فردی است که کلید صدور مجوز را در اختیار دارد و آن را به کار نمی‌گیرد. در این ساختار، هر «عدم امضا» معادل «عدم فروش» است و این توقف، مستقیماً بر درآمد عمومی کشور و فرآیند توزیع منابع اثر می‌گذارد.

استفاده از نام حسین طائب برای پیشبرد اهداف شخصی

باوند مدام از نام حسین طائب برای پیشبرد اهداف شخصی استفاده می‌کند. او نام طائب را به‌عنوان پشتیبان اداری و نفوذی در روابط کاری خود به کار می‌گیرد. این استفاده مکرر از نام یک مقام امنیتی برای کسب امتیاز و تسهیل مسیرهای غیررسمی، الگوی روشن از اتکا به اعتبار دیگران به‌جای طی مسیر قانونی و شفاف در فروش نفت است. اینجا مسئله فقط یک نام نیست؛ مسئله، سازوکاری است که در آن نام یک مقام امنیتی به اهرم پیشبرد منافع شخصی تبدیل شده و جایگزین معیارهای حرفه‌ای، شفاف و قابل نظارت در زنجیره تصمیم‌گیری شده است.

حلقه خانوادگی و سایبری؛ «بابایی» و پوشش رسانه‌ای سفارشی

برادر محمدجواد باوند با نام مستعار «بابایی»، مسئول سایبری یکی از نهادهاست. پوشش رسانه‌ای برای باوند و تیم او با هزینه همان نهاد و همچنین با حمایت‌های مالی روح‌الله رضوی تأمین می‌شود. این حمایت رسانه‌ای با بودجه عمومی نهاد و پولی که رضوی فراهم کرده، به‌طور مستقیم به تقویت جایگاه باوند در فضای رسانه‌ای منجر شده است. باوند همچنین نسبت‌خویشاوندی برادرش با حسین طائب را مطرح کرده و گفته بابایی «باجناق» طائب است؛ در اسناد این پرونده، مستندی برای این نسبت ارائه نشده است. نبود مستند، این نسبت‌سازی را از دایره شفافیت بیرون می‌برد و به یک ابزار فشرده‌سازی نفوذ در تصمیم‌های اداری تبدیل می‌کند.

پیوند مستقیم با روح‌الله رضوی و جایگاه او در شبکه اقتصادی

باوند از شرکای روح‌الله رضوی است. رضوی دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق، از نزدیکان صادق محصولی — که در این پرونده به‌عنوان «پدرخوانده اقتصادی جبهه پایداری» معرفی شده — و یکی از «تراستی‌های کشور» است. این پیوند شخصی و سازمانی، بستر انتقال اختیار فروش به رضوی را فراهم کرده است؛ بستر‌ی که جایگزین روندهای شفاف مبتنی بر اعتبارسنجی و تسویه بدهی شده و مسیر فروش نفت را به یک حلقه مشخص و قابل ردیابی محدود کرده است.

مجوز فروش نفت برای رضوی با امضای باوند

هفته قبل، روح‌الله رضوی با امضای محمدجواد باوند مجوز فروش نفت گرفت. این امضا در حالی صادر شد که بر اساس همین پرونده، رضوی فاقد اعتبارسنجی لازم است و بدهی‌های قبلی او به کشور برقرار است. بنابراین، امضای باوند نه‌تنها قفل فروش عمومی را باز نکرد، بلکه قفل را بر درگاه یک فرد و یک حلقه مشخص گذاشت؛ حلقه‌ای که از مدار قواعد رسمی فاصله دارد و با معیارهای تأییدشده در نظام فروش نفت همخوانی ندارد.

نقض صریح مصوبه شعام در واگذاری اختیار فروش

مصوبه شورای عالی امنیت ملی (شعام) فروش نفت به افرادی را که اعتبارسنجی ندارند یا بدهی قبلی به کشور دارند ممنوع کرده است. با این وجود، باوند فروش نفت را در اختیار رضوی گذاشت؛ رضوی بدون اعتبارسنجی و دارای بدهی قبلی است. واگذاری اختیار فروش در چنین وضعی، نقض صریح مصوبه شعام است. وقتی مصوبه بالادستی برای حفظ منافع عمومی و کاهش ریسک‌های مالی و امنیتی وضع می‌شود، عبور از آن نه یک اختلاف سلیقه اداری، بلکه زیرپاگذاشتن قاعده‌ای است که به‌طور مستقیم برای حفاظت از دارایی ملی تدوین شده است.

زنجیره تصمیم؛ چه کسی امضا کرد و چه چیزی جابه‌جا شد

در این زنجیره، محمدجواد باوند به‌عنوان مسئول فروش نفت در وزارت نفت، مرجع امضا بوده و امضا نکردن‌های او فروش عمومی را متوقف گذاشته است. در نقطه مقابل، همان مرجع امضاکننده، اختیار فروش را با امضای مستقیم خود به روح‌الله رضوی منتقل کرده است. این امضا، «مجوز فروش نفت» را جابه‌جا کرد؛ یعنی به‌جای جریان‌یافتن فروش در مسیرهای متکثر، شفاف و مبتنی بر سنجش اعتبار، مسیر به یک فرد فاقد اعتبارسنجی و دارای بدهی سپرده شد. از سوی دیگر، پوشش رسانه‌ای این روند با بودجه یک نهاد و با حمایت مالی رضوی برای تقویت جایگاه باوند تأمین شد؛ همزمان نام حسین طائب به‌عنوان سپر پیشبرد اهداف شخصی باوند به‌کار رفته است.

مسئول پاسخگویی؛ باوند، رضوی، حلقه سایبری و نام طائب

پرسش‌های مستقیم و بی‌واسطه روشن است: محمدجواد باوند باید درباره مسدودسازی فروش نفت و انتقال اختیار فروش به روح‌الله رضوی پاسخ دهد. روح‌الله رضوی باید درباره دریافت مجوز فروش در حالی که فاقد اعتبارسنجی و دارای بدهی قبلی است توضیح بدهد. «بابایی» — برادر باوند و مسئول سایبری یک نهاد — باید درباره تأمین و سازماندهی پوشش رسانه‌ای به نفع باوند با هزینه نهاد و با حمایت مالی رضوی شفاف‌سازی کند. همچنین استفاده مستمر از نام حسین طائب برای پیشبرد اهداف شخصی باید به‌طور روشن از سوی ذی‌ربطان پاسخ بگیرد. مستندی درباره نسبت‌خویشاوندی در این پرونده ارائه نشده؛ همین خلأ، پرسش را مستقیم‌تر می‌کند.

پیامد برای مردم؛ درآمد ملی گروگان یک امضا

وقتی مسئول فروش نفت وزارت نفت به‌جای تسهیل فروش، از امضا خودداری می‌کند، فروش نفت ایران متوقف می‌شود؛ یعنی درآمد عمومی، بودجه خدمات و جریان منابع به سود مردم متوقف می‌ماند. سپس همان مرجع، اختیار فروش را به فردی می‌دهد که نه اعتبارسنجی دارد و نه بدهی‌های قبلی را تسویه کرده است. نتیجه، دوگانه‌ای روشن است: مردم هزینه مسدودسازی را می‌پردازند و یک حلقه کوچک امتیاز فروش را دریافت می‌کند. این دوگانه، معنایش فراتر از یک تخلف اداری است؛ معنایش جابه‌جایی حقوق عمومی به نفع یک شبکه نزدیک به قدرت و پول است.

پوشش رسانه‌ای سفارشی با پول نهاد و حمایت مالی رضوی

این پرونده مسیر دیگری را نیز آشکار می‌کند: شکل‌گیری پوشش رسانه‌ای به نفع باوند با هزینه یک نهاد و با حمایت مالی روح‌الله رضوی. چنین پوششی، نه اطلاع‌رسانی مستقل که تقویت ساختگی موقعیت یک مقام تصمیم‌گیر است. وقتی پول عمومی و منابع مالی وصل به حلقه‌ای که مجوز فروش را دریافت کرده، صرف مدیریت تصویر رسانه‌ای همان مقام صادرکننده مجوز می‌شود، نتیجه، تحریف افکار عمومی و فشار بر سازوکارهای نظارتی است.

نقش شبکه نزدیکان؛ از دانشگاه تا رانت فروش

جایگاه روح‌الله رضوی به‌عنوان دانش‌آموخته دانشگاه امام صادق، نزدیکی او به صادق محصولی — معرفی‌شده به‌عنوان پدرخوانده اقتصادی جبهه پایداری — و نقش او به‌عنوان «یکی از تراستی‌های کشور»، تصویر روشنی از شبکه‌ای می‌سازد که به نقطه توزیع رانت فروش نفت متصل شده است. وقتی حلقه تصمیم‌گیری در فروش نفت به این شبکه متکی می‌شود، معیار حقوقی و حرفه‌ای کنار گذاشته می‌شود و به‌جای آن، نزدیکی‌های شخصی و سازمانی تعیین‌کننده می‌شود. مجوز هفته قبل، حلقه اتصال این شبکه به منبع اصلی درآمد کشور است.

قانون روشن است؛ اجرا باید روشن‌تر باشد

قانون در این پرونده جای ابهام باقی نمی‌گذارد: بر اساس مصوبه شعام، فروش نفت به افرادی با وضعیت نامناسب اعتبارسنجی یا دارای بدهی قبلی ممنوع است. در حالی که رضوی فاقد اعتبارسنجی و دارای بدهی قبلی معرفی شده، انتقال اختیار فروش با امضای باوند انجام گرفته است. اجرای این مصوبه باید دقیق و شفاف باشد؛ هرگونه تبعیض یا استثناء در اجرا، جایگاه مصوبه را تضعیف و ریسک مالی و امنیتی را افزایش می‌دهد. پرونده حاضر نشان می‌دهد اجرای مصوبه در سطح کلیدی فروش نادیده گرفته شده است.

مطالبه صریح؛ بازگشت فروش به مسیر قانونی و شفاف

مطالبه روشن است: بازگشت فروش نفت به مسیر قانونی، شفاف و مبتنی بر اعتبارسنجی، و توقف هرگونه امتیازدهی به افراد دارای بدهی قبلی. در این مسیر، محمدجواد باوند باید درباره مسدودسازی فروش و انتقال اختیار به رضوی پاسخ بدهد. روح‌الله رضوی باید درباره دریافت مجوز بدون اعتبارسنجی و با بدهی قبلی توضیح دهد. حلقه سایبری وابسته به «بابایی» باید درباره هزینه‌کرد بودجه نهاد و حمایت مالی رضوی برای پوشش رسانه‌ای این تصمیم‌ها شفاف کند. نام حسین طائب که برای پیشبرد اهداف شخصی باوند به‌کار رفته، باید از این چرخه کنار گذاشته شود و هرگونه نسبت‌سازی بدون مستند پاسخ روشن بگیرد.

جمع‌بندی؛ امضا، حلقه نفوذ و منافع عمومی

این پرونده یک خط مستقیم را نشان می‌دهد: باوند مسئول فروش است و امضا نمی‌کند؛ فروش متوقف می‌شود. سپس با همان امضا، اختیار فروش به روح‌الله رضوی منتقل می‌شود؛ فردی بدون اعتبارسنجی و با بدهی قبلی. این انتقال، خلاف مصوبه شعام است. پشت صحنه، پوشش رسانه‌ای با پول یک نهاد و حمایت مالی رضوی جایگاه باوند را تقویت می‌کند و نام حسین طائب به‌عنوان ابزار نفوذ به کار می‌رود. این خط مستقیم، نتیجه روشنی دارد: منافع عمومی زیر سایه یک امضا و یک حلقه محدود قرار گرفته و پاسخگویی فوری و بی‌حاشیه می‌طلبد.

اشتراک‌گذاری WhatsApp Telegram X Facebook